X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 11 آبان 1389 ساعت 09:27 ب.ظ

 

{ جز حسین نیست کسی لایق سلطانی عشق... }

 

«ما رایت الا جمیلا...»

در باب حادثه کربلا سخن بسیار است و در اینجا قصد دارم به پاسخ یکی از سوالات عاشورایی که برگرفته از کتاب

«پرسشها و پاسخهای دانشجویی وی‍‍‍‍‍‍ژه محرم» است ، بپردازم.

«امید است مطالعه بفرمائید»

 " تحریف "


در کتاب «حماسه حسینی» که شامل سخنرانیهای استاد شهید مطهری در خصوص تحریفات صورت گرفته در مورد واقعه عاشورا میباشد ، آمده است؛

{شما اگر کاری کنید که جمله ای ،نامه ای ،شعر و یا عبارتی ،آن مقصودی را که باید بفهماند،

نفهماند و مقصود دیگری را بفهماند ،میگویند شما این عبارت را تحریف کرده اید.}


آیا امام حسین.ع. از دشمن برای خود درخواست آب کرد؟

همانطور که میدانید حادثه کربلا از نظر تاریخی هم بسیار موثق است.

در نیمروز اول عاشورا با آنکه تشنگی به شدت به امام ،یاران و خانواده اش به شدت فشار می آورد، اما

 در هیچ یک از منابع معتبر ، گزارشی وجود ندارد که مضمون آن ، درخواست آب از سوی امام از دشمن باشد...

اصولا در هیچ یک از منابع به محوریت و اهمیت مسئله عطش

(چنانکه در بین منابع متاخر و برخی مداحان مشهور شد) بر خورد نمیکنیم.

جالب آنکه با مطالعه دقیق رجزها و اشعار حماسی امام حسین.ع. و یارانش در معرکه نبرد ،هیچگونه اشاره ای به مسئله تشنگی و فشار آن نمی بینیم. بالعکس آنچه در این اشعار و نیز کلمات و عبارات امام.ع. در روز عاشورا می بینیم ،سراسر حکایت از «عزت» ، حماسه و سربلندی دارد...

به عنوان مثال کافیست به این عبارت مشهور که در بحبوحه نبرد روز عاشورا از امام حسین.ع. صادر شده است ،اشاره کنیم ؛

« آگاه باشید که ابن زیاد مرا بین دو چیز مخیر ساخته است :

یا با شمشیر کشیده ،آماده جنگ شوم یا لباس ذلت بپوشم و با یزید بیعت کنم ولی ذلت از ما بسیار دور است و پاکان بر ما روا نمی دارند که ذلت اطاعت از مردم پست را بر کشته شدن با عزت ترجیح دهیم»

در برخی مجالس و محافل عزاداری ،محور عزت و حماسه و سربلندی در این نهضت ،کمرنگتر شده و در عوض رقت و عطوفت بر امام به عنوان محور اصلی مورد توجه قرار گرفته است .

عده ای به منظور هرچه رقیقتر شدن صحنه کربلا ،برخی گزارش های غیر واقعی افزوده اند و در برخی از موارد چهره ای ذلیلانه از

امام به نمایش گذاشته اند!!!

به عنوان مثال در بعضی از این گزارشهای دروغین ،چنین آمده است ؛

امام .ع. به نزد {عمربن سعد} رفته و از او سه در خواست کرد که درخواست دوم امام چنین بود:

مرا مقداری آب بنوشانید که جگرم از تشنگی میسوزد ، ابن سعد نیز وقیحانه این درخواست را رد میکند...

آری گرچه این گزارشها در ،آوردن اشک حتی از سنگ کارساز است اما از سوی دیگر بر چهره ی عزتمندانه امام حسین.ع و عاشورا خدچه وارد میکند و شیعیان فرهیخته را در تحلیل ها با چالش های اساسی رو به رو میسازد بدین ترتیب با بهانه دادن به دست دشمنان ،کاری ترین ضربات بر عزتمداری شیعه وارد میشود......... .

افسوس به جای افکارش،زخمهایش را به ما نشان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نشان دادند...

البته آنان به تابوت امام حسن.ع. رحم نکردند و آن را تیر باران کردند،

چه رسد به  بدن مبارک برادرشان...


کمی از آن یاران باوفا بگوییم ؛ یارانی که حسین.ع. از آنان تعریف میکرد...

یارانی که حرف نمیزدند و مثل عباس مردانه ابراز ارادت میکردند.

به راستی بعد از اینکه در رکاب آن امام ماندند ،از بین انگشتان حسین.ع. چه دیده بودند که تا صبح میخندیدند و شهادت را مثل عسل ، شیرین میدانستند و از حسین.ع. اجازه ی نبرد میخواستند؟

که حبیب میگفت اگر هفتاد بار مرا بکشند و تکه تکه ام کنند و اندامم را بسوزانند اگر دوباره خداوند جانم بدهد در رکاب شما خواهم جنگید...

آن یکی میگفت اگر هزار بار همین اتفاق بیفتد ،من هم...... .

میدانید زهیر که همبازی کودکی امام.ع.بود به امام چه گفت؟

زهیر گفت : اگر خداوند تمام عالم را یکجا به من ببخشد و به من عمر جاودانه بدهد من تمام آنان را نذر میکنم تا فردا در رکاب شما شهید شوم...!

این حسین که بود که مختار میگفت اگر نصف یا تمام مردم کوفه را بکشم به اندازه انگشت کوچک امام نخواهدشد.

امام.ع. در موقع جان دادن بعضی از یارانشان بر بالینشان میرفتند و صورتشان را به روی صورت آنان میگذاشتند و

گاه آن یاران با وفا خجالت میکشیدند و در این حال از دنیای فانی میرفتند...

«لعنت الله علی قوم الظالمین»

خدایا ؛ به نماز شب زهرا ،آنان که دانسته به جنگ اهل بیت.ع. رفتند را لعنت کن...

البته ناگفته نماند که امام تا آخرین لحظات جوری برنامه ریزی کرده بودند که کمترین خسارت را برای افرادشان داشته باشد.

آیا میدانستید که لشکر مقابل حسین برای قتل امام.ع. روزه گرفته بودند!؟

یا در زمان شهادت امام علی.ع. وقتی بعضی فهمیدند که آن امام در محراب به

شهادت رسیده اند ، گفتند که مگر علی نماز میخواند!؟


 امان از دل زینب(س)

بله تبلیغات معاویه و نادانی مردم از طرفی و خلوص امام نیز از طرفی دیگر و دلایلی باعث

این برداشتها شده بود...


اما وظیفه ی ما چیست؟


مثلا ما میدانیم :

یکی از امامان.ع. در وسط جنگ نیز از ظرف شکسته آب نخورده اند.

(برای حفاظت از بدن-این امانت الهی-در برابر سموم)

یا اینکه امام حسین در کربلا نیز نمازشان را در اول وقت خواندند و گفته اند از دلایل این جنگ ،

«امر به معرف و نهی از منکر است»

امام .ع. به ما میگوید: که در برابر ظلم نباید سرخم کرد...

و نکات عمیق و ظریف دیگر که فراوانند.

ولی چقدر دانستن و عمل نکردن...

از نشانه های عالم ،نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است.

امام حسین.ع.-بحارالانوار-ج78-ص119


میدانید از نظر حسین.ع. شرف آدمی به چیست؟

امام.ع. فرمودند ؛ شرف آدمی به تقوا(انجام واجبات و ترک محرمات) است.

امام حسین.ع. فرمودند : با همسایه ات به نکوئی همسایگی کن تا مسلمان باشی!

 

زیارت ناحیه مقدسه از امام مهدی.عج. در مورد کربلاست که بسیار مفاهیم عمیقی دارد،

امیدوارم مطالعه کرده باشید.

در اینجا چند فراز از آن را می آورم ؛

سلام بر تو ای مولای من! و بر فرشتگانی که بر گرد گنبد بارگاهت پرواز میکنند....

پریان بهشتی و میکائیل که در گهواره تو را میخنداند،

در عزای تو به سر و صورت زدند و آسمان و ساکنانش نیز ....


از آخرین جملات امام .ع. این بود که ؛

خدایا مشیت تو را دوست دارم

واقعا چه آرامشی از این بزرگتر که همه چیو بسپریم به خدا؟

پس هرچی خدا بخواد...



خواب دیدم مرده ام ** خواب دیدم خسته و افسرده ام

روی من خروارها از خاک بود ** وای قبر من چه وحشتناک بود

تا میان گور رفتم دل گرفت ** قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

بالش زیر سرم از سنگ بود ** غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود

هر که آمد پیش حرفی راند و رفت ** سوره حمدی برایم خواند و رفت

ناله می کردم ولیکن بیجواب ** تشنه بودم در پی یک جرعه آب

یک ملک گفتا بگو نام تو چیست ** آن یکی فریاد زد رب تو کیست

ای گنه کار سیه دل،بسته پر ** نام اربابان خود یک یک ببر

گفتنم عمر خودت کردی تباه ** نامه اعمال خود کردی سیاه

ناامید از هر کجا و دل فکار ** می کشیدندم به خفت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد ** از جنان درهای رحمت باز شد

مردی آمد از تبار آسمان ** نور پیشانیش فوق آسمان

صورتش خورشید بود و غرق نور ** جام چشمانش پر از شرب طهور

گیسوانش شط پر جوش و خروش ** در رکابش قدسیان حلقه بگوش

لب که نه،سرچشمه آب حیات ** بین دستش کائنات و ممکنات

بر سرش دستمال سبزی بسته بود ** بر دلم مهرش عجیب بنشسته بود

کی به زیبائی او گل میرسید ** پیش او یوسف خجالت میکشید

در قدوم آن نگار مه جبین ** از جلال حضرت حق آفرین

دو ملک سر را به زیر انداختند ** بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتم این زمزمه ** آمده اینجا حسین فاطمه

صاحب روز قیامت آمده ** گوئیا بهر شفاعت آمده...

شور یا شعور ؟!   <<< مطلب قبلی :: مطلب بعدی >>>   استاد ریاضیات جهان=مسلمان


© نقل قول و انتشار مطالب « کـافـه » به هر صورت بلامانع است و از آن استقبال میشود | 2011-2010 |