X
تبلیغات
زولا
شنبه 22 آبان 1389 ساعت 11:52 ب.ظ

آیا کتاب «دو قرن سکوت» مسلمان ستیز و اسلام ستیز است؟



در این وبلاگ بارها شاهد بودیم که بعضی طرف های بحث، برای تأیید سخنان خود به کتاب

دو قرن سکوت تألیف مورخ برجسته دکتر عبدالحسین زرین کوب استناد می کردند. در تارنماهایی که با اسلام سر سازش ندارند، فراوان می بینیم که با آب و تاب از دو قرن سکوت یاد می کنند.

خواننده ی ناآشنا می پندارد که این کتاب در بردارنده ی انبوهی از نقاط ضعف اسلام و مسلمانان است. مناسب دانستم با مرور در آن، عبارتهایی از این کتاب را گزینش کنم تا نشان دهیم

نویسنده ی کتاب ممکن است عرب ستیز باشد و نقاط ضعف آنها را نشان دهد اما نه تنها

اسلام ستیز نبوده بلکه آن را تأیید می کند.

کسانی که به دنبال نقاط ضعف عربها هستند، بهترین راه مراجعه به قرآن است.

چه چیزی بدتر از کشتن فرزندان خود؟!

قرآن کریم بارها این عمل فجیعشان را گوشزد کرده است... :

(ر.ک: انعام، آیه 137 و 140 و 151 و اسراء آیه 31 و...)


چه فرهنگی پست تر از اینکه وقتی به عربی خبر می رسید دختردار شده ،

از شدت خشم سیاه می شد؟! (زخرف، آیه 17)


در سوره ی شمس تصریح می کند که در قیامت در مورد دختران زنده به گور،

سؤال می شود که به چه گناهی کشته شدند؟! (شمس، آیات 8 و (9


در قرآن می خوانیم : الاعراب اشد کفرا و نفاقا ؛

اعراب کافرترین و منافق ترین افرادند (توبه آیه (97


پس قضیه ی عربها یک مقوله است و اسلام مقوله ای دیگر.

اساسا دشمن اصلی و اولی اسلام همین عربها بودند. بخش اصلی جنگهای پیامبر،

با همین عربها بود.

بی تردید اسلام در میان عربهای بی تمدن و وحشی ظهور یافت. اما این، عظمت اسلام را می رساند چراکه پیامبر(ص) و اسلام این قوم پست را چنان بالا کشاند که پس از حدود سی سال بر بخشی عظیم از کره ی زمین حکومت کردند. اگر اسلام در سرزمین متمدنی مانند ایران یا روم ظهور یافته بود،چنین مایه ی شگفتی نمیشد... .

 

در خور ذکر است زرین‏کوب کتابی دیگری نیز با عنوان «کارنامه اسلام» دارد که در زمان پختگی بیشتر نگاشته و در آن کارنامه‏ی درخشان اسلام و خدمات این دین به ایران را بخوبی ترسیم کرده است.


عبارتهایی از دکتر عبدالحسین زرینکوب در کتاب «دو قرن سکوت» را مرور می کنیم:


الف( « عرب که حتی خود نیز خویشتن را پست و وحشی می خواند در زیر لوای دینی که محمد(ص) آورده بود، در راه وحدت و عظمت گام می زد.

پیام تازه ای که محمد(ص) خود را حامل آن می دانست همه ی جهان را به برابری و نیکی و برادری می خواند و از شرک و نفاق و جور و بیداد نهی می کرد. نه همان اعراب که زندگی شان یکسره در جور و تطاول و شرک و فساد می گذشت بلکه ایران و روم نیز که رسم و آیین دیرینشان دستخوش اختلاف و تعصب روحانیان گشته بود، در آن روزگاران به چنین پیام دلنشینی نیاز داشتند و آن را مژده ی رهایی و نجات تلقی می کردند اما این مژده ی آسمانی، قبل از هرچیز، عرب را که پست ترین و پراکنده ترین مردم بود به سوی رفعت و وحدت کشانید.» (ص (59

ب ( « آیا این پیروزی شگفت انگیز ناپیوسیده ای که در جنگ با ایران بهره ی عرب گشت و همه ی جهان را به عبرت و شگفتی افکند تأیید آسمانی بود؟ کسی که به نیروی غیبی اعتقاد می ورزد، در این باره شک ندارد.» (ص(60

ج) زرین کوب در جایی دیگر شواهدی را نشان می دهد که بر اساس آنها،

ایرانیان از مسلمانان استقبال کردند:

« سالها بود که خطر سقوط و فنا در کنار مرزها و پشت دروازه های دولت ساسانی می غرید. مردم که از جور فروانروایان و فساد روحانیان به ستوه بودند آیین تازه را نوید و بشارتی یافتند و از این رو بسا که به پیشواز آن می شتافتند. چنانکه در کنار فرات، یک جا گروهی از دهقانان، جسر (پل) ساختند تا سپاه ابوعبیده به خاک ایران بتازد ... مردم جزیه را می پذیرفتند اما به جنگ آهنگ نداشتند و سببش آن بود که از بس دولت ساسانیان دچار بیدادی و پریشانی بود، کس به دفاع از آن علاقه ای و رغبتی نداشت... حتی از سواران، بعضی به طیب خاطر (با رغبت) مسلمانی را پذیرفتند و به بنی تمیم پیوستند چنانکه سیاه اسواری، با عده ای از یارانش که همه از بزرگان سپاه یزدگرد بودند و چون کرّ و فرّ تازیان بدیدند و از یزدگرد نومید شدند به آیین مسلمانی گرویدند و حتی در بسط و نشر اسلام نیز اهتمام کردند. (ص 82 ـ (83

د( « در واقع این فتح نهاوند، در آن روزگاران پیروزی بزرگی بود. پیروزی قطعی ایمان و عدالت بر ظلم و فساد بود. پیروزی نهایی سادگی و فداکاری بر خودخواهی و تجمل پرستی بود. رفتار ساده‏ی اعراب در جنگهای قادسیه و جلولاء، و پیروزی شگفت‏انگیز که بدان آسانی برای آنها دست داد و به نصرت آسمانی می‏مانست، جنگجویان ایران را در نبرد به تردید می‏انداخت و جای آن نیز بود. این اعراب که جای خسروان و مرزبانان پرشکوه و جلال ساسانی را می‏گرفتند مردم ساده و بی پیرایه ای بودند که جز جبروت خدا را نمی‏دیدند. خلیفه ی آنها که در مدینه می‏زیست از آن همه تجمّل و تفنّن که شاهان جهان را هست هیچ نداشت و مثل همه ی مردم بود ... این مایه سادگی سپاهیانه یا زاهدانه، البته شگفت انگیز بود و ناچار در دیده ی مردمی که هزینه ی تجمّل و شکوه امراء و بزرگان ساسانی را با عسرت و رنج و با پرداخت مالیاتها و سخره ها تأمین می کردند، اسلام را ارج و بهای فراوان می داد. در روزگاری که مردم ایران خسروان خویش را تا درجه ی خدایان می پرستیدند و با آنها از بیم و آزرم، رویاروی نمی شدند و اگر نیز به درگاه می رفتند پنام در روی می کشیدند، چنانکه در آتشگاهها رسم بود، عربان ساده دل وحشی طبع با خلیفه ی پیغمبر خویش، که امیر آنان بود، در نهایت سادگی سلوک می کردند. خلیفه با آنها در مسجد می نشست و رای می زد و آنها نیز بسا که سخن وی را قطع می کردند و بر ویا یراد می گرفتند و این شیوه ی رفتار و اطوار ساده، ناچار کسانی را که از احوال و اوضاع حکومت خویش ستوه بودند بر آن میداشت که عربان و آیین تازه ی آنها را به دیده ی اعجاب و تحسین بنگرند.» (ص 83 ـ (84

هـ) دکتر زرین کوب در قسمتی، به توحش عربهای فاتح ایران می پردازد. یک نمونه این است که وقتی یکی از فرماندهان عرب متوجه شد نام شخصی «بنداد شهر بنداد» است، دستور داد چون او سه نام دارد جزیه ی سه نفر را بدهد. زرینکوب در همان صفحه می گوید:
« روایتهایی که در این باب در کتابها نقل کرده اند، طمع ورزی و تندخویی این فاتحان را در معامله با مغلوبان نشان می دهد. بسیاری از این داستانها شاید افسانه هایی بیش نباشد. » (ص90)

 

منبع


محجبه شدگان+عکس   <<< مطلب قبلی :: مطلب بعدی >>>   پذیرش اسلام زوری!


© نقل قول و انتشار مطالب « کـافـه » به هر صورت بلامانع است و از آن استقبال میشود | 2011-2010 |