X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 30 اردیبهشت 1389 ساعت 08:00 ب.ظ





علت تاخیر این شب جمعم، راه انداختن کولر بود و کارهائی از این قبیل که بتوان کمی از گرما،

دوری جست ( آدمی ست دیگر ، گرمائی،سرمائی، نق نقو و ...!)

برای راه انداختن کولر به بام خانه که رفتم به سرعت رشد بشقابکهای مخفی اعتراف کردم،

خودم را چند لحظه ای از روزمرگی ها ( به علت بالا بودنم! ) راحت حس کردم و به همراه استشمام هوائی که به آن حساسیت دارم چند لحظه ای را گذراندم و دوبار پائین آمدم

و روز از نو و روزی از نو .

بگذریم.... ؛


این پست کافـه در مورد علل سقوط نخبگان در کلام امام علی-ع است .


{ میدانم که که همه از این بحثی که دارد میرود که کلیشه شود، خسته شده ایم ولی

اینجا گوینده آن کسیست که به تنهائی این معضل را تاب آورد و کنترل نمود . }


سقوط خواص و نخبگان در کلام حضرت، دارای عوامل متعددی است که با نگاهی گذرا

به چند مورد از آنها اشاره میکنیم .


1-رفاه زدگی؛


( توضیح نمیخواهد و با آن آشنا هستیم ! )



2-علم بدون بصیرت؛


علی-ع فرمود : « ای بسا عالمی که جهلش او را به هلاکت میرساند. علم او همراهش است ولی سودی برای او ندارد »

نهج البلاغه - حکمت107



3- اندیشه های انحرافی؛


علی-ع در این باره به معاویه میفرمایند :

« منشا این فساد اندیشه، هواهای نفسانی است؛ یعنی تو اول میخواهی، بعد می اندیشی . یعنی هر طور که میخواهی می اندیشی، در حالیکه یک انسان آزاد اندیش باید همانطور که واقعیت ها هستند بیندیشد نه همانگونه که میخواهد »



4- اطرافیان ناصالح؛


که هدف اصلی این پست است که در زیرآن را شرح میدهیم؛

یکی دیگر از عوامل سقوط خواص، نفوذ اطرافیان در اندیشه های شخص مورد نظر است خصوصا اگر این اطرافیان از بستگان شخص باشند و چون وقتی احساسات و عواطف به همدیگر، گره خورد، به صورت مستقیم در اندیشه ها و اعتقادات طرف مورد نظر تاثیر گذار خواهد بود.

امام خمینی (ره) هیچ وقت در حوزه کاری خویش از بستگان و نزدیکان استفاده نمیکرد

جز در امور شخصی .

حضرت علی-ع در این باره، داستان زبیر را بازگو میکند .

زبیر یکی از باسابقه ترین صحابه پیغمبر بود. برخی نوشته اند؛


( زمانی که حضرت زهرا-س می خواست وصیت کند به علی-ع گفت که اگر شما به خاطر مسائلی نمیتوانی وصیتم را عملی کنی بگو تا من به زبیر وصیت کنم ! )


امام علی-ع علت انحراف زبیر را چنین بیان میکند ؛

همیشه زبیر از خاندان ما اهل بیت بود تا این که فرزند شومش، بزرگ شد .

یعنی علت اصلی انحراف زبیر، نفوذ فرزند نا صالح اش در او بود که به خاطر آن وابستگی پدر و پسری نتوانست از او فاصله بگیرد ... .




پینوشت 1 ؛

البته در تاریخ داشته ایم انسانهای باتقوائی را که علاقه به فرزند را فدای عشق خداوندی نکرده اند،

مثالهای معاصری نیز از این انسانهای پاک داریم که از جمله آنها آیت ا... گیلانیست که

دستور اعدام پسر خود را امضاء کرد !

یا جناب آیت ا... خزعلی که حکم برائت خود را از فرزندش در ملاء عام، اعلام کرد .



پینوشت 2 ؛

لطفا زود قضاوت نکنید من مملکتمان را بی عیب و یا سرتا پا عیب نمیدانم،

میدانم که همه ذهنمان به سرعت به سمت شخصی حکومتی و مشهور میرود اما او نیز

خدمات زیادی انجام داده است که وارد جزئیات نخواهم شد،

خلاصه جمله معروفیست که میگه آدمها نه سیاهند و نه سپید بلکه خاکستری اند !

که به نظر نویسنده، درجه سیاه یا سپیدی آنها فرق میکند که د. شریعتی میگوید ؛

انسان ، میان دو بینهایت است : بینهایت فرشته و بینهایت لجن !



همه در پی صعود   <<< مطلب قبلی   ::   مطلب بعدی >>>   شهدا و آرمانها



© نقل قول و انتشار مطالب « کـافـه » به هر صورت بلامانع است و از آن استقبال میشود | 2011-2010 |