
به یاد مهر خدا که
آن را از یاد برده ایم..... 
مدارا با بندگان از شیوه های پروردگار عالمیان است.
در مقابل یک حسنه، ده برابر پاداش دادن و ننوشتن گناه بندگان تا هفت ساعت و بر فرض نوشتن بعد از آن پاک شدن گناه به واسطه توبه حقیقی و مهلت دادن برای توبه تا آخر عمر اگر عمدا تاخیر نیاندازد، نوشتن نیست خیر و ننوشتن نیست شر، همه ی اینها جلوه هایی از مدارای پروردگار با بندگان خود است، تا جائی که قرآن کریم می فرماید ؛
« و اگر خدا از کردار زشت مردم مواخذه کند در روی زمین هیچ جنبنده ای را باقی نمیگذارد و لیکن کیفر خلق را به تاخیر می اندازد تا به وقت معین و چون هنگام اجل مردمی فرا رسد خداوند به احوال بندگانش کاملا آگاه است . » فاطر/ 45
بنابراین تاخیر خدای متعال در عذاب و مواخذه، نوعی رفق و مهربانی با آنان است تا توبه کنند و به مقامات قرب خدا و نعمت او نائل بشوند .
و از ویژگیهای مهم رسول خدا مدارا با مردم بود و به عبارت دیگر جاذبه آن حضرت بسیار قوی تر از دافعه او بود و همین، موجب روی آوردن مردم به دین و معارف آن شد تا جایی که خداوند متعال می فرماید ؛
« مرحمت خدا، تو را با مردم، مهربان گردانید و اگر تندخو بودی مردم از گرد تو متفرق می شدند، پس چون به نادانی در مورد تو بد کنند از آنان درگذر و از خدا برای آنها طلب آمرزش کن و برای دلجوئی آنها در کار جنگ با آنها مشورت کن لیکن آن چیزی را که تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام ده که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند دوست دارد . » آل عمران / 159
آیه شریفه به روشنی دلالت دارد بر این که یکی از عوامل پیشرفت اسلام مدارا با مردم بوده است علاوه بر این که از پیامبر عظیم الشان خواسته شده است که در موارد نادانی امت، خود را مورد عفو قرار دهد و مشورت کردن با مردم هم نوعی مدارا برای جلب پشتیبانی آنها است و اگر نه، رسول خدا هیچ نیازی به مشورت مردم و استفاده از نظر آنان ندارد .
به هر حال به نکاتی در مورد مدارا می پردازیم :
- مدارا در پرتو خدا گرائی :
از مال خود، در راه خدا انفاق کنید و خود را به مهلکه و خطر نیاندازید و نیکی کنیدکه خدا نیکوکاران را دوست دارد. بقره / 195
پس آن نیکی کردنی ارزشمندتر است که انسان بداند که چنین کاری، محبوب خداوند متعال است .
این جهت، خداخواهی را قرآن کریم در مسئله ی دادن غذای افطاری امیرالمومنین و حسنین و فاطمه الزهرا- س ، به وضوح از زبان حال آنان نقل میفرماید، وقتی آن غذا را به مسکین و یتیم و اسیر دادند ؛
ما فقط برای رضای خدا به شما طعام میدهیم و از شما، هیچ پاداش و سپاسی نمیخواهیم. دهر / 9
بنابراین بدون توقع، چه انتظار مالی که به آن جزا میگویند و چه انتظار زبانی که به آن سپاس میگویند یک کار علوی و اهل بیتی است که انسان را به مقامات آنها نزدیک میگرداند.
- تعادل :
امیرالمومنین-ع در خطبه 193 نهج البلاغه معروف به خطبه متقین در توصیف اهل تقوا میفرمایند؛
علامت هریک از آنها این است که ؛
او را در دین قوی میبیینی و اینکه احتیاط را با مهربانی آمیخته اند .
تعبیر همراهی و با هم بودن احتیاط و مدارا این پیام مهم را دارد که مهربانی ما نباید مطلق و بی در و پیکر باشد به طوریکه دیگران از آن
سوء استفاده کنند و باید توجه داشت که خالق هستی جائی هم برای شدت و غضب قرار داده است و اگر قوه غضب چیز ناپسندی بود، خدای متعال آن را نمی آفرید.
- فراگیری :
طبق فرهنگ فرآنی لازم است محبت و احسان و اکرام اهل مدارا شامل حال همه ی جامعه بشود، البته با ترتیب و عنایت ویژه به هر کدام،
به این معنی که احسان و رفق به عده ای ما را نباید از عده ی دیگر غافل کند ؛
« خدای یکتا را بپرستید و هیچ چیز را برای او شریک قرار ندهید و به پدر و مادر نیکی کنید و به خویشاوندان و یتیم ها و مسکینان و همسایگان خویشاوند و همسایگان بیگانه و دوستان موافق و رهگذران و بندگان زیردست در حق همه نیکی کنید که خدا، مردم خود پسند و متکبر را دو.ست ندارد. » نساء / 36
بنابراین همانگونه که رحمت پروردگار فراگیر است و رسول رحمت برای عالمیان است، شایسته است که یک مومن و پیرو آنان هم چتر رحمت خود را برای همه بگستراند.... .
یاداداشت علی عباسی ( جنود عقل و جهل ) – رایحه مهر
پینوشت ؛
اگر بد کرده باشی، خداوند تو را از توبه منع نمیکند و فوری به کیفر نمیرساند و اگر برگردی، سرزنشت نمیکند و آنجا هم که شایسته رسوا شدنی، رسوایت نمیکند و در پذیرش توبه ات، سختگیری نمیکند و از رحمت، نا امیدت نمیسازد، در توبه و عذرخواهی را به روی تو باز گذاشته است !
علی بن ابی طالب |ع| - نهج البلاغه-نامه 31
هویـــت ! <<< مطلب قبلی :: مطلب بعدی >>> در پی صعود
هویت !
آوریل 28, 2008

بعضی ملاقاتهای کوتاه منجر به روابطی دیرپا و تاثیرگذار میشوند. حدود دو سال پیش در صف خرید بلیط قطار در سنمالو
(شهری در ساحل غربی فرانسه) با «لوران» ( Laurent ) آشنا شدم.
اهل بروکسل بود و به اتفاق دوست {دخترش} ماری و گروه بزرگی از دوستان به سنمالو آمده بودند که فوتبال ساحلی بازی کنند. آن روز عصر را با آنها گذارندم.
لوران با لکنت و مکث صحبت میکرد و فهم گفتههایش کمی دشوار بود. اما بینهایت روراست و صمیمی بود و شخصیت محکم و انساندوستاش از همان لحظههای اول در میان کلمات تاریک میدرخشید. غروب همان روز لوران و ماری
به بروکسل بازگشتند، ولی گفتند حتما بهشان سر بزنم.
برای سرزدن به آنها برنامهریزی خاصی نکردم، اما چند هفته بعد که به قصد هلند از بروکسل عبور میکردم فرصت مغتنمی پیش آمد که لوران را هم ببینم. لوران بروکسل را نشانم داد و از معماری و تاریخچه شهر و مردمش گفت. در همان چند ساعت کلی به هم نزدیک شده بودیم.
موجود دوستداشتنیای بود.
عاقبت خسته از راهپیمایی طولانی، کنار مجسمهای که مورد علاقهاش بود نشستیم.
لوران گفت از زندهگی روزمرهاش خسته شده و میخواهد کاری کند متفاوت، کاری خیلی خیلی متفاوت. میگفت چیزی در زندهگیاش کم است.
از چه کمبودی صحبت میکرد؟ کار خوب و تحصیلات عالی داشت. عشق و روابط اجتماعی هم که داشت. آیا لوران دیوانه بود؟
اسم این مجسمه را گذاشتهام «عشق جاودان». باید کنار این مجسمه نشست و به همه عاشقانههایی که همیشه از آنها گریختهایم فکر کرد…
حدود یکسال پیش لوران خبر داد که به « سازمان پزشکان بدون مرز » ملحق شده. لوران البته پزشک نبود، ولی برخلاف تصور اولیه خیلیها
(از جمله خودم) بخش قابل توجهی از کسانی که در این سازمان کار میکنند پزشک نیستند و بدنه پشتیبانی و عملیاتی آنرا تشکیل میدهند.
کلی دست و دلم لرزید وقتی این خبر را شنیدم. عجب جسارتی داشت. کار خوب و زندهگی بیدغدغهاش در بروکسل را رها کرده بود و رفته بود وسط صحرا و بیابانهای دوردست کنار هولناکترین بیماریهای واگیردار مانند «ابولا» کار کند.
هر سال دو یا سه بار مرخصی میداشت، بدون دسترسی به اینترنت (فقط از طریق یک حساب مشترک با همه همکاران دیگر میتوانست ایمیل بفرستد)، حقوق و مزایا فوقالعاده کم (پزشکان بدون مرز یک سازمان غیرانتفاعی با بودجه محدود است) و کارش هم خطرناک و طاقتفرسا میبود در مناطقی که جنگ، بیماری یا بلایای طبیعی قدرتنمایی کرده است.
زندگی چیست؟ انگیزه «بودن» چیست؟ در میان انبوه زمانهای شکسته و نیم جویده و نیمخورده، این «تن» و «جان» لحظه به لحظه بیمعنیتر میشود.
مثل قطرهای جوهر که در ظرف آب چکیده باشد، مفهوم زندهگی آرام آرام در بستر روزمرهگی پخش میشود، کمرنگ میشود و عاقبت رنگ میبازد.
گزارشهای لوران هر چند هفته یکبار میرسد. از کنگو به سومالی رفته… الان در اتیوپی است… لحناش پر از هیجان است، هیجان و غرور و سرزندهگی. تا جایی که یادم هست لورانی که پای مجسمه «عشق جاودان» دیدم اینطور پرغرور و شاد نبود.
دوستان من،
فردا برای مشارکت در یک پروژه برای مبارزه با اپیدمی ابولا (Ebola ) به غرب کاسای در کنگو میروم. از اینجا به کینشازا پرواز میکنم، شب را آنجا میمانم، بعد با یک هواپیمای کوچک به دهکدهای میروم که اردوگاه ما در مجاورت آن بنا شده است.
ما 17 نفر خارجی و 150 نفر محلی خواهیم بود و شبها در چادر میخوابیم. کار اصلی ما
در آنجا عبارت از آموزش جامعه روستایی در مورد خطرات ابولا، طریقه شیوع ویروس آن و روشهای جلوگیری از گسترش آن خواهد بود. در حال حاضر اپیدمی تا حدود زیادی کنترل شده و فقط یک بیمار در قرنطینه به سر میبرد. پیشبینی شده که سه مورد در هفته آینده قرنطینه شوند. من آنجا به عنوان مسئول امور مالی، نیروی انسانی، موضوعات قانونی و کلا خدمات اداری مشابه مشغول خواهم بود و تا پایان این پروژه (3 ماه) آنجا میمانم.
اگزوپری، خلبان شاعر و ماجراجوی رامنشدنی در «زمین انسانها» مینویسد:
باید نقش خود را هر چقدر هم که کوچک باشد پیدا کنیم.
شاید لوران نقش خودش را پیدا کرده. دلم میخواهم مثل «لوران» که نقش خود را یافته،
نقش کوچک خودم را بیابم.
از خودم میپرسم « نقش من چیست؟»
از سایت بامدادی
پینوشت :
وقتی داشتم متن بالا رو میخوندم یاد دوران نوجوانی خودم افتادم که سرشار از انرژی سازندگی بودم و به دنبال راهنمائی همه فن حریف بودم که از جنس خیلی از ماها نیست و نخواهد بود،
در راه هدف مصمم است و درست هم میرود،
پیش به روی سعادت .
بدون اغراق، از سردرگمی خودم پریشان بودم که بالاخره پیدایش کردم
برنامه ای را که تیرش به خطا نمیرفت،
مطابق منطق بود و بی نقص، عقل بود و عشق و یادم میداد که تسلیم حق باشم،
از همه مهمتر از طرف یک بی نظیر بود... .
شاید باور نکنید ولی من تو یک تصمیم حیاتی و بزرگ اسلام را پیدا کردم .
ما تو ایران زندگی میکنیم ولی من اگه تو یه جای دیگم بودم اسلام رو پیداش میکردم .
آره به خاطر اینکه خودمون پیداش نکردیم و هی تو گوشمون خوندن برامون شیرین نیست .
در ضمن پایه بحث تو این زمینه ام هستم ... !
برای تصمیمم هم دلیل موثق دارم !
( برای اطلاعات بیشتر به قسمت موضوعات در سمت راست وب مراجعه کنید )
بهترین لحظات زندگی <<< مطلب قبلی :: مطلب بعدی >>> مهر خداوندی
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

To laugh until it hurts your stomach.
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
To fall in love.
عاشق شدن
To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار
تا نامه داری
To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری
To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش
بدی
To leave the Shower and find that the towel is warm.
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات
گرمه
To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی
To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want
to.
کسی که معمولا زیاد نمیبینیش ولی دلت
میخواد ببینیش بهت تلفن کنه
To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده
نمیکردی پول پیدا کنی
To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش
بخندی!!!
Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول
بکشه
To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی
To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما
تعریف میکنه
To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم
میتونی بخوابی!
To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد
شما مییاره
To be part of a team.
عضو یک تیم باشی
To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی
To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری
بریزه پایین!
To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
To see people that you like, feeling happy.
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید
که فرقی نکرده
To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید واقعا دوستت
داره
remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh.
........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای
احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و باز هم بخندی.......
These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه های زندگی هستند...
Let us learn to cherish them.
قدرشون رو بدونیم .
"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه
مشکلی که باید حلش کرد .
با اینکه بعضی از گفته های چاپلین رو خیلی قبول ندارم، ولی برای وجود وجدانم همشو آوردم!
البته دوست داشتم یه چیزایی به نامه اضافه کنم ولی اونم اضافه نکردم چون خود نامه
واقعا قشنگه .
چاپلین، نامه های جالبیم داره که یه دونه از اونا نامه معروفیست به دختر خودش، جرالدین
ولی با اینکه نامه ی قشنگیه متاسفانه انتساب این نامه به چاپلین یک شایعست .
و واقعیت اینه که این نامه خیالی چاپلین به دخترشه که توسط یک روزنامه نگار در سالیان دور
در ستون طنز یکی از روزنامه های ایران نوشته شده .
و همونطور که میدونید برای به وجود اومدن یک علاقه ی بدون تعقل، یه کم دوری
و یه کم خیالبافی کافیه .
به خاطره همینه که سهراب میگه :
و عشق فریاد فاصله هاست، صدای فاصله هایی که غرق ابهامند... .
دوست دارم بهترین لحظات زندگی شما رو هم بدونم ؟
اونا برای من ارزشمندن... .
اولین کامنت رو هم خودم میذارم .
پینوشت :
چاپلین در کنار انیشتین! ( عکس )
چاپلین در کنار ماهاتما گاندی ( عکس )
عکسهای منتشر نشده از چاپلین
ما و صهیونیسم ! <<< مطلب قبلی :: مطلب بعدی >>> نقش من چیست؟

BOYCOTT ISRAEL
آیا میدانید چگونه 2 میلیون نفر صهیونیست - (Zionism) بر چندین میلیارد انسان در جهان
مسلط میشوند ؟
آیا میدانید سران صهیونیست پولدارترین آدمهای کره زمین هستند ؟
آیا میدانید آنها چگونه پولدار شده اند ؟
بله با پول شما !
انگار همین چند روز پیش بود که برای خرید پرینتر تحقیق میکردم...
پرینتر قبلیم HP بود که در یک سرقت اطلاعاتی دزدیده شد....
مدتی بعد از دزدیده شدن پرینترم فهمیدم که HP هم مثل Coca' Cola یک شرکت بزرگ
حامی مالی صهیونیسته ... !
با اینکه دامنه محصولات حامی مالی صهیونیست، بسیار گسترده است ولی به وسعت شهرت آنها نمیرسد .
- آیا امکان دارد کسی از ما نام Coca' Cola را نشنیده باشد ؟
همچنین شرکتهای وابسته به آن مثل فانتا-میراندا و خوشگوار را ؟
بله خوشگواری که میگویند زیر نظر آستان قدس است !
- امکان دارد کسی از ما نام نرم افزار مترجم Babylon را نشنیده باشد .
- در بین خانم هائی که در ایران زندگی میکنند، چند نفر از وسایل آرایش L'Oreal
استفاده نکرده اند ؟
- آیا در بین ما کسی هست که نام Nestle را نشنیده باشد و یا در کودکی Smarties نخورده باشد ؟
- آیا امکان دارد که شما در منزل، لپ تاپ یا کامپیوتر ثابت داشته باشید و اسم intel را نشنیده باشید ؟
نه امکان ندارد، پس ما امکان ضعف مالی صهیونیست را به صفر رسانده ایم .
بهانه هائی را هم برای استفاده از آنها داریم که مهمترین آنها نشناختن اسپانسل این شرکتهاست .
و بهانه دیگراین است که آیا اگر من این محصول صهیونیستی را نخرم آن شرکت
برشکست خواهد شد ؟!
( جواب این سوال بر عهده خوانندگان فهیم وبلاگ )
و مهمتر از همه، اطمینان نداشتن برخی از هم وطنان از صحت مطالب فوق و شایعه نبودن! آنهاست که
فکر میکنم ما سندی مهم تر از سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران نداشته باشیم که البته مورد تائید عزیزان هست !
و جالبترین یا شاید پر مخاطبترین نوع بهانه، به راحتی از کنار مسئله گذشتن است .
که باید به آنها گفت :
لذت دارد(!) نسکافه با طعم "خون کودکان غزه" !!!
" گوارای وجود "....
صد البته راههای اساسی تری مثل تحریم شرکتهای از این دست، توسط خود دولت وجود دارد ولی وظیفه ما چیست ؟
آیا تعلیق و تعطیلی فعالیت شرکت های صهیونیستی در ایران آرزویی دست یافتنی خواهد بود؟
نمیخواهم از جورج سوروس ( یهودی میلیاردر امریکایی موسس بنیاد جاسوسی سوروس ) بگویم یا کتاب Juden State
را معرفی کنم و ناحق بود اشغال صهیونیست را ثابت کنم که مسئله، ساده تر از این حرفهاست .
و آن نیز به عهده تک تک ماست بله ما.... !
معرفی شرکتهای حامی مالی صهیونیست و برخی لینکهای مرتبط :
3 . مسلمانان انگلیس، خواستار تحریم کوکاکولا شدند !
4 . نوشته ای پیرامون : (Virtual Jihad)
5 . نگاهی به پیوند پروتستان و صهیونیسم
7 . آقای پپسی کولا سروده ای از علیرضا قزوه
( جامعترین لینک در مورد محصولات صهیونیستی )
نظریه برخی دانشمندان غرب <<< مطلب قبلی :: مطلب بعدی >>> بهترین لحظات