X
تبلیغات
زولا
شنبه 1 آبان 1389 ساعت 08:21 ب.ظ

پیش از این در دو مطلب جداگانه ، مطالبی از تاریخ تمدن ویل دورانت در باره اسلام و پیامبر اسلام  و قران را باز نویسی کردم و در این مطلب نیز به نظرات چند دانشمند و نویسنده مشهور غیر مسلمان می پردازم.

قابل توضیح اینکه ، نظرات این نویسندگان را نه برای تائید حقانیت اسلام و قران

( که نیازمند اعتراف دیگران نیست )،

بلکه فقط و فقط برای اینکه تلنگری باشد برای وجدانهای بیدار در اینجا قید می کنم .

 

نظر توماس کارلایل در باره اسلام


بعضى از مسیحیان درمقام طعن و ایراد بر اسلام مى گویند : محمد (ص ) آیین خود را به شمشیر و نوک نیزه نشر داد یعنی اگر شمیشیر نبود این دین در عالم منتشر نمی شد گویندگان این حرف چه قدر از حقیقت دور و در خطا هستند زیرا باید نیک تدبر کنند آن قوه ی این شمشیر را در ( جزیره العرب ) از غلاف خوى بیرون کرده و برق آن را در قله کوههای فرانسه و اسپانیا و کنگره طاق مداین تا سمر قند و روی اهرام مصر در دست مانند

( موسی بن نصیر) و ( طارق بن زیاد ) و ( ابو عبیده بن الجراح ) و

( خالدبن ولید) و امثال آنها فاتحین بزرگ ظاهر و نمایان کرد . کدام قوه بود ؟

بى شک همان قوه ، آیین محمد (ص ) بود.

ــــــــــــــ

این آیین که عرب جاهلیت و ستایش کنندگان بتها بصمیمیت قلب او را قبول کردند، سزاوار تصدیق وحق است و آنچه این آیین از تعلیمات روحى نشان داده و قوانین وضع کرده ، یگانه دستوریست که بر انسان ، ایمان و پیروى آن ضروریست و این دستور روح تعلیمات و دستور هاى آیین هاى آسمانى است و به متابعت و پیروى آن ، انسان در این پرستش گاه بزرگ دنیا پیشوا خواهد بود و باین دستور و تعلیمات ، سعادت و براى انسان مهیا و قوانین و نظاماتى که خداوند قادر حکیم براى آسایش آقریدگان خود وضع کرده جارى خواهد شد  وقتیکه اسلام در ( جزیرة العرب ) طالع و نمایان گردید همه اعتقادات باطله ملل و نحل و بت پرستى محو و فانى شد زیرا که اسلام یکى از حقائق برجسته بود که از صمیم قلب دنیا ظاهر گردید . بطوریکه سابقا بیان شد قانون جارى طبیعت بر این است چیزیرا که سزاوار زندگى و بقاء دید حمایت و حراست آنرا کرده و آنچه باطل و عارى از حقیقت باشد آنرا زائل ونابود خواهد کرد. [منبع :زندگى پیامبر : 50 و 51 و ۵۴]

 

نظر توماس کارلایل درباره قرآن کریم


و اما قرآن که کتاب مقدس دینى مسلمانان است، احترام آن در نزد پیروان خود بیشتر است از احترام انجیل در نزد مسیحیان، و جمال و رونق او همانا در زبان عربى فصیح، بیشتر تجلى دارد و اگر در نزد اروپائیان جلوه نداشته باشد بواسطه ى این است که ترجمه آن بغیر زبان عربى از جمال و رونق او کاسته است.

ــــــــــــــ

….و آنچه از زبان محمد (ص) از کلمات حکیمانه قرآن شنیده شد کمتر از آن است که در نفس بزرگ او موجود بود .

[منبع :  زندگانى محمد (ص) : 55 و ۵۷]

 

نظر توماس کارلایل در باره پیامبر اسلام(ص)

دشمنان اگر به نظر حقیقت بنگرند خواهند فهمید در نفس این مرد بزرگ افکارى فوق طمع و دنیوى و جاه و سلطنت بوده است .

ــــــــــــــ


به رغم دشمنان هرگز پیامبر مرد شهوت پرست نبوده از روى ستم و عناد او را متهم به شهوت رانى نموده اند چقدر ستم و بى انصافى است که شخصى مانند پیامبر را به شهوت رانى متهم کنیم یا اینکه بگوئیم جز شهوت و لذت نفسى خود همتى نداشت . میانه پیامبر و شهوت و لذت پرستى چقدر فاصله بود.

ــــــــــــــ


هو و جنجالى که برخى از نصارى اخیرا بر پا کرده اند که پیامبر اسلام چرا نه زن داشت ؟ البته روى کیل و غرض رانى بوده و گرنه قضیه آفتابى و پیش منصف محتاج به بیان نمى باشد، زیرا که پیامبر اکرم در ریحان شباب و عنفوان جوانى ( 25 سالگى ) که موقع بروز شهوت انسانى است به یک زن بیوه، چهل ساله قناعت و اکتفا کرده تا فوت خدیجه کبرى ( سه سال بهجرت ماند ) زن دیگرى را نگرفت در صورتى که آن اوقات ( دوره جاهیت ) گرفتن ده زن نیز بین عرب شایع و متداول بود و نیز در عین حال که تازیان در آن هنگام دختران را وقعى نگذاشته و آنها را زنده به گور مى کردند . و فرزند نرینه از خدیجه بخردى در گذشته و دیرى نمى زیست ، آن حضرت به همین منظور نیز زن دیگرى را علاوه نکرد و به همان زن بیوه و سالخورده بسنده کرده واو را بغایت دوست داشته و بسى نوازش مى کرد حتى روزى عایشه از او سؤال کرد که او یا من ؟ فرمود: او اول زنى بود که به من ایمان آورد محترمه بود وعالمه پرهیزکار بود و با تقوا ، بارى مسئله تعدد زوجات بعد از فوت خدیجه بود که پیامبر در آن زمان بین پنجاه و شصت بود کسیکه مردم او را به جلوست و عفت نسبت مى دادند و محمد امینش مى خواندند کسى که در بیست و پنج سالگى زن چهل ساله را مى گیرد و تا سن پنجاه سالگى به یک زن سالخورده بسنده مى کند چگونه میشود به او نسبت شهوت رانى داد؟!

ــــــــــــــ


و نیز آن بار سنگین نبوت و سیاست در تربیت مردم و تهیه وسائل مدنیت و تحمل آن اذیت ها و زنج ها و تصدى آن همه جنگلها و مدافعه ها چگونه همتى از براى شهوت مى گذارد . اگر قصه درست مى بود بایستى آن وقت که جوان و بیکار وآسوده فکر بود زنهاى متعدد داشته باشد ( با توجه به وضعیت آن زمان که امرى راحت و از راه مشروع و نامشرع هر دو موجود بود) نه در هنگام پیرى و تراکم روشن مى باشد که تعدد زوجات چنانچه از تعمق و تمحیص تاریخى مى باشد . پس از بیانات گذشته بر شخص با انصاف و خبیر راجع به تقویت و پیشرفت دین مقدس اسلام مى بوده ند بر روى عیش و شهوترانى .

ــــــــــــــ


گر چه قرآن مشتمل بر آیات بلیغه توحید و تمجید مقام ارجمند خداوندیست ولیکن یگانه چیزیکه در راى من سزاوار تقدیس و تقدیر ومورد اعجاب است همانا شعاع نظرهاى نافذ محمد(ص) است به اسرار امور ، که در میان آیات قرآنى ساطع و نمایان و تاثیر عمیقى در آیینه دلهاى بى رنگ دارد . و این بزرگترین مزیتیست که حقا باعث تقدیس واعجاب است واگر بدیده عقل بنگریم این معنى موهبت و فضل خداوندیست که بمحمد (ص) از طرف خداوند حکیم اعطاء گردیده .

ــــــــــــــ


خوشا بحمد (ص) با لباس خشن و طعام خشن سعى در اصلاح عالم و تبلیغ توحید خداوند حق نموده روز و شب در رنج و تعب کوشش درنشر عدل و فضائل اخلاق میکرد وابدا مانند اشخاص ضعیف النفس در تحمل شدائد و رنجها طمع و میل بشهرت اسم یا نیل بسلطنت نداشت و هرگز نمیخواست هیچ قسم سیطره در عالم داشته باشد بلکه نشر دین توحید و عدل را در عالم ، وظیفه روحى و انسانى خود میشمرد.

[منبع: زندگى محمد : 34 و ۵۷ و۶۶ و ۱۱۴و 11۵]

 

نظر گوستاو لوبون درباره دفاع از اسلام

ترقى حیرت انگیز اسلام و اشاعه و انتشار قرآن دسته مخالف را بحیرت انداخته در بیان فلسفه آن چنین گفته اند : اسلام چون باب شهوات و لذات نفسانى را باز گذاشته لهذا رغبت عوام بطرف آن زیاد شده و دیگر ، مذهب مزبور به زور شمشیر اشاعه یافته است لیکن به آسانى مى توان ثابت کرد که این تصور بکلى باطل و بى اساس است . فقط از مطالعه قرآن معلوم مى شود که سختى و فشار تعلیمات اخلاقى قرآن کمتر از سایر کتب آسمانى نیست . و البته قرآن تعدد زوجات را اجازه داده است ولى باید دانست که رسم مزبور قبل از اسلام هم در میان ملل مشرق معمول بوده و این تجویز قرآن چیز تازه اى را براى آنها نیاورده .

ـــــــــــــــ

ما وقتى که فتوحات مسلمین اول را به دقت ملاحظه نموده و اسباب علل کامیابى آنها را تحت نظر مى گیریم مى بینیم که آنها در خصوص اشاعت مذهب از شمشیر کار نگرفته اند زیرا آنها اقوام مغلوبه را قبول کرده حتى زبان آنها را هم اختیار نمودند سبب اصلى آن این بود که آنها در مقابل حکامى که تا آن وقت زیر شکنجه آنها بودند حکام جدید مسلمین را عادلتر و منصف تر مشاهده نمودند . به علاوه مذهب ایشان را هم نسبت به مذهبى که داشتند ساده تر و اقرب به حقیقت یافتنند این مطلب از تاریخ ثابت میشود که اصلا اشاعه هیچ مذهبى ممکن نیست به زور شمشیر صورت گیرد. مسیحیان وقتى که از اندلس را از دست مسلمین خارج ساختند آن وقت این ملت مغلوب براى مردن حاضر شده ولى تبدیل مدهب را قبول نکردند . واقعا اسلام به جاى این که با سر نیزه اشاعه یافته باشد و به وسیله تشویق و با قوه تبلیغ و تقریر جلو رفته است و همین مسئله بوده که اقوام ترک و مغول با اینکه اعراب را مغلوب ساختند ولى دین اسلام را قبول نمودند و در هندوستان که فقط عبور عرب بدا نجا افتاده بود اسلام به قدرى ترقى کرد که هم اکنون زیاده از صد کرور مسلم در آنجا وجود دارد ودائما هم عده آنها در تزاید است .

اکنون که هزاران کشیش مسیحى با وسایل لازمه در آنجا به تبلیغ مشغول و تمام اهالى هم تحت سلطه حکومت انگلیسى اند معذلک معلوم نیست که در این امر پیشرفتى نموده باشند .

ـــــــــــــــ

ما چون به قواعد و عقائد اساسى قرآن مراجعه کنیم ممکن است اسلام را صورت آشکار ى از عیسویّت بدانیم ولى با این حال اسلام با عیسویت در بسیارى از مسائل اصولى اختلاف نظر دارند، به ویژه درباره توحید که ریشه اساسى است، زیرا آن خداى یگانه اى که اسلام مردم را بدان دعوت مى کند آن خدایى است که بر همه چیز مسلط و بالاتر از همه است، فرشتگان یا قدّیسان اطراف او را نگرفته اند و این افتخار تنها بهَره اسلام است که نخستین دینى است که توحید را در جهان آورد و باید در این باره به خود ببالد .

ـــــــــــــــ

تمام آسانی و سهولت بى نظیر اسلام روى همین توحید خالص است و رمز پیشرفت اسلام نیز در همان سهولت و آسانى آن بوده، پی بردن به اسلام به همین جهت بسیار آسان است از آن مطالبى که خرد و عقل سالم از پذیرفتن آن خو دارى می کند و در ادیان دیگر نمونه هاى آن بسیار است کاملاً تهى است بعنى آن تناقضات و پیچیدگى هایى که غالباً در سایر کیشها و آئینهاى دیگر دیده مى شود در دین اسلام هیچ یک از آنها وجود ندارد هر چه شما فکر کنید ساده تر از اصول اسلام نیست که مى گوید : خدا یگانه است ، مردم همگى در برابر خدا یکسان اند ، با انجام چند فریضه دینى به بهشت مىرسد و با رو گرداندن از انجام آن به دوزخ در آید، شما به هر مسلمان از هر طبقه اى که برخورد کنید مى بینید تمام اصول اسلام و آنچه بر او واجب است، همه را در قالب چند جمله کوتاه با کمال آسانى مى ریزد و همه را به خوبى مى داند درست بر عکس مسیحیان که به آسانى نمى توانند معناى تثلیث و استحاله را بفهمند و یا سایر مسائل پیچیده اى که تا استاد در علم لاهوت و ماهر در ریزه کارى هاىِ بحث و جدل نباشد هرگز از آن مطالب پیچ در پیچ بیرون نخواهند آمد .

منبع : تمدن اسلام و عرب : ۱۴۱و۱۴۲و 156و۱۵۷

 

نظرگوستاولوبون درباره پیامبر (ص)

اضافه بر آنچه گفته شد طبق گفته تاریخ نویسان عرب حضرت محمد (ص) بسیار خود دار و متفکر ، کم حرف ، احتیاط کار ، خوش قلب ، در رفتار و کردارِ خود بسیار مراقب ادب و پاکیزگى خویش بود تا پس از این که به ثروت و اقتدار نیز رسید هیچ گاه کارهاى خود را به دیگرى واگذار نکرد .

او مردى بود بردبار در برابر سختیها و دشواریها خود دار و متحمل ، داراى همتى بلند و در برخوردها مهربان و خوشرو بود یکى از خدمت گذارانش نقل مى کند که هجده سال تمام خدمت او ارا انجام میداد و در طول این مدت هیچ گاه سخن تند یا کردار ملال آورى حتى براى تنبیه کردن من نیز از او ندیدم ، حضرت محمد (ص) جنگ جویى دلاور و ماهر درفنون جنگى بود اگر احساس خطرى مى نمود فرار نمى کرد و بدون جهت نیز خود را به مهلکه نمی انداخت .

ــــــــــــــ


پیامبر اسلام توانست یک هدف مقدس واحدى براى تمام ملتهاى عرب بنا کند ملتهایى که هدف و ایده، در آنها وجود نداشت و همین بناى عالى پیامبر بود که توانست به خوبى عظمت و شخصیت او را آشکار نماید .

ــــــــــــــ


ما اگر بخواهیم ارزش اشخاص را به کردار و آثار نیک شان بسنجیم به طور مسلم حضرت محمد (ص) بزرگترین مرد تاریخ است .

ــــــــــــــ


معجزه کبراى پیامبر این بود که توانست پیش از مرگ خود قافله پراکنده عرب را گرد هم آورد و از این کاروان سرگردان و پریشان ملت واحدى تشکیل دهد بدانسان که همه را در برابر یک دین خاضع کرده فرمانبر و مطیع یک پیشوا گرداند .

منبع : تمدن اسلام و غرب ص 113 ، 114 و ۱۲۸و ۱۸۱

 

نظر ولتر درباره اسلام

ولتر در پى انقلاب درونى که در او به وجود آمد از مجموع مطالعاتش درباره اسلام چنین نتیجه مى گیرد که: بر خلاف آنچه کشیشان متعصب و پیروانشان مى گویند، آیین محمّد [(ص)] نه تنها پرداخته شیطان و دور از موازین عقلى نیست، بلکه به دین مسیح بسیار نزدیک و از نظر تاریخى تکامل یافته تر از آن است.

نظر ولتر درباره قرآن

نخستین کتابى که ولتر در آن آشکارا دفاع از مسلمانان وقرآن را بر عهده گرفت "شرعیات مردى شریف" نام داشت. وى در این کتاب معتقد است که همه ادیان روى زمین با عوام فریبى و زبان بازى رواج یافته اند، به جز دین اسلام که از میان همه ساخته هاى دست بشر، تنها دین خدایى به نظر مى رسد، زیرا قوانین آن پس از قرنها هنوز در سراسر دنیا اجرا مى شود. آنگاه ولتر در برابر انجیل و تورات به دفاع از قرآن مى پردازد و به یکى از مفسران تورات که قرآن را افسانه نامیده است سخت می تازد:


قرآن در واقع مجموعه اى از پندهاى اخلاقى، دستورهاى دینى، راز و نیاز به درگاه خدا، تحذیر و تشویق جهانیان و شرح سرگذشت فرستادگان خداست که بنابر روایات عرب نقل شده است. آیا مى توان به پیروى از نیدهام احمق و بى سواد، چنین کتابى را افسانه نامید؟


در جایى دیگر براى تکذیب کسانى که قرآن را برگرفته از تورات و انجیل و پیامبر را تعلیم یافته سرجیوس راهب مى دانستند چنین مى افزاید:


قرآن نه یک کتاب تاریخ است که خواسته باشند در آن به تقلید از کتاب هاى یهودیان و یا انجیلى ها بپردازند و نه مجموعه اى از ضوابط و قوانین، مانند "سِفر لاویان" و "سفر تثنیه" یا مجموعه اى از رؤیاهاى پیامبرگونه و سرودهاى مذهبى، مانند مکاشفه یوحنا ....

نظر ولتر درباره پیامبر اسلام (ص)

سال 1763 میلادى در تاریخ افکار ولتر نقطه عطفى بود. در این سال بود که سرانجام تصویر جدیدى از حضرت محمّد [(ص)] و پیروانش در ذهن او ترسیم شد، قضاوت او نیز درباره شخص پیامبر اسلام [(ص)] که همیشه مورد عنادش بود تغییر کرد و آنگاه که حقیقت را بازیافت درباره آن حضرت گفت: محمّد [(ص)] بى گمان مردى بسیار بزرگ بود و مردان بزرگى نیز در دامن فضل و کمال خود پرورش داد. قانون گذارى خردمند، جهانگشایى توانا، فرمانروایى دادگستر، پیامبرى پرهیزگار بود و بزرگترین انقلاب هاى روى زمین را پدید آورد.

 ولتر در سال 1776 میلادى به یاد نمایشنامه فناتیسم، نخستین اثر ضد اسلامى اش، آخرین سخن خود را بر زبان آورد که:

"من در حق محمّد [(ص)] بسیار بد کردم" و چون برداشت هاى اولیه او از اسلام تحت تأثیر نوشته هاى مغرضانه مسیحیان بود از روى خشم مى گفت:

"همه کتاب هایى را که تاکنون مسیحیان درباره مسلمانان نوشته اند باید بر آتش افکند."

 

نظر گوته  درباره قرآن

سالیان درازى کشیشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقایق قرآن مقدّس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند اما هرقدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصبِ نا بجا را دریده ایم ، عظمت احکام مقدس اسلام که قرآن مجموعه آن است بُهت و حیرت عجیبى در ما ایحاد نموده است و به زودى این کتاب توصیف ناپذیر ، عالم را به خود جلب نموده و تأثیر عمیقى در علم و دانش جهان مى گذارد و در نتیجه ( قرآن ) جهان مدار مى گردد.

 

نظر آلفونس دولامارتین شاعر و نویسنده فرانسوى درباره پیامبر (ص)

اگر بزرگىِّ هدف ، کمىِ وسایل و عظمت نتیجه را براى یک نابغه بشرى مقیاس بگیریم در تاریخ نظیرى مانند حضرت محمّد (ص) نمى توان یافت ، وى در ثُلث اراضى مسکونى امپراطورى ها ،ارتش ها، قوانین ، خاندان ها و توده هاى عظیم بشرى را به حرکت در آورد ،بیشتر و با عظمت تر از آن این است که عقل ها ، اندیشه ها ،عقیده ها و روان ها را به نهضت در آورد .


هیچ فردى داوطلبانه یا از روى اجبار هدفى عالى تر از هدف پیامبر اسلام نداشته است زیرا دین اسلام موجب از بین بردنِ موهوم پرستى گردیده است ، همان موهوم پرستى که بین خدا و مخلوقش به وجود آمده بود و همچنین باعث نزدیک کردن انسان به خدا و توسعه عقیده معقولِ خداپرستى میباشد و در میان آن همه هرج و مرج و بى نظمى و اغتشاشِ بت پرستان و معتقدین به خدایان متعدّد، اسلام تنها فکر منطقى مى باشد .


هیچ پیامبرى نتوانسته است مانند پیامبر اسلام انقلابى آن چنان مقدّس و طولانى و پر اهمیّت در آن مدت خیلى کم به مرحله عمل در آورد زیرا هنوز دو قرن از آغاز کار پیامبر اسلام نگذشته بود که دین او نُضج گرفت و اول بار در سه ناحیه عربستان و سپس در سایه کلمه توحید سواحل رود سیحون و هند غربى و مصر و حبشه و تمام آفریقاى شمالی و بیشتر جزایر مدیترانه و قسمتى از خاک فرانسه و قسمت عمده سرزمین اسپانیا گسترش یافت .

منبع : مأخذ : اسلام از دیدگاه … ص 18 منقول از اسلام شناسى غرب ص 54کاظم مدرّس، منقول از تاریخ ترکیّه .


اظهار نظر تُولْستوى


لئو تولستوى ( 1910 ـ 1828 ) نویسنده مشهور روسى در کتاب خود به نام محمد [ صلى الله علیه و آله و سلم ] مى گوید:

 جاى هیچگونه شبهه و تردید نیست که پیامبر اسلام از بزرگان مصلحین دنیااست، آن هم مصلحى که به جامعه بشریت خدمات شایانى کرده است. و این فخر و مباهات براى او بس است که یک ملت خون ریز و وحشى را از چنگال اهریمنان عادات زشت و شنیع برهانید و راه ترقى را بر روى آنان بازکرد و حال آن که هر مرد عادى نمى تواند به چنین کار شگرفى اقدام کند و نتیجه بگیرد.

بنابر این شخص شخیص پیامبر اسلام، سزاوار همه گونه احترام و اکرام مى باشد شریعت پیامبر اسلام به علت توافق آن باعقل و حکمت در آینده عالم گیر خواهد شد.


آشنایی بیشتر با نظرات نویسندگان غیر مسلمان در باره اسلام

al-shia.org/html/far

basier.persianblog.ir


زن روز یا زن شب؟   <<< مطلب قبلی   ::   مطلب بعدی >>>   مهربانترین مهربانان




© نقل قول و انتشار مطالب « کـافـه » به هر صورت بلامانع است و از آن استقبال میشود | 2011-2010 |