پنج‌شنبه 4 شهریور 1389 ساعت 01:30 ب.ظ

نمیدانم چرا هرچقدر که بیشتر در خانواه هائی که خود را مذهبی میدانند میگردم،

شادی را کمتر پیدا میکنم؟!


به راستی آخر چه کسی به این سوال کلیشه ای که اسلام دین غم است یا شادی؟

جواب منطقی خواهد داد ؟


و اگر دین شادیست پس چرا در خانواده های بی قید، این شادی بیشتر یافت میشود؟


به درستی ریشه این تحریف بزرگ بشریت که غم را برتر از شادی میداند کجاست ؟

 

به تازگی به خواندن کتابی با نام رمز و رازهای واقعی خوشبختی و شاد زیستن

به قلم کامبیز فتحی مشغول شده ام که در صفحات ابتدائی این کتاب به مطلب جالبی برخوردم،

گفتم در کافه بنویسم تا شما هم آنرا از دست ندهید ... ؛

 

این گفتار بین سالهای 1349 تا 1357 در اردوی تابستانی مدرسه ی رفاه ایراد شده است و در سال 1384 توسط بنیاد نشر اثار و اندیشه های شهید بهشتی تحت عنوان « موسیقی و تفریح در اسلام » به چاپ رسیده است ... . ؛

به استناد برخی از روایات صوفیانه که نمی توانند هیچ ارتباط اصیلی با قرآن کریم و با پیشوایان اسلام داشته باشند، قرن های متمادی تفریح کردن، نشاط در زندگی داشتن و امثال این ها را برای یک مسلمان ارزنده، نقطه ضعف معرفی میکرده اند .


راه دوری نرویم ؛


یادم می آید که حدود چهارده - پانزده ساله و در آغاز دوران بلوغ بودم و تحصیلات علوم انسانی را هم تازه شروع کرده بودم،


به حکم آن نشاط و شادابی که انسان در آن سن دارد، پیش و بعد از مباحثه، دوستان می گفتند، می خندیدند، و میگفتیم و میخندیدیم.


یکی از رفقا با من، هم مباحثه بود ولی سن او از من چند سال بیشتر بود، شاید در آن موقع بیست و یکی دو سال داشت،

او بازار را رها کرده و به تحصیل علوم اسلامی رو آورده بود و بزرگ شده در جلسات مذهبی معمولی، مثل هیئت ها بود...


وقتی ما می خندیدیم ایشان میگفت فلانی، حالا که دوران تحصیل علوم اسلامی است بهتر است که خودمان را عادت بدهیم که نخندیم. گفتم؛ چرا؟ گفت خب، آیه قرآن است :

« فلیضحکوا قلیلا و لیبکوا کثیرا » (1) : کم بخندند و زیاد بگریند .


در آن موقع ایشان این آیه و یکی دو حدیث به این مناسبت می خواند، من فکر نکردم که بروم مطالعه کنم .

آغاز دوران تحصیل بود و آن موقع اصولا آدم به این فکر نمی افتد که هنوز مطالعات و معلوماتش خیلی محدود است، فکر نکردم که بروم مطالعه کنم و ریشه اش را در بیاورم.

البته عین این جمله در قرآن هست.


به او گفتم، بالآخره به من بگو ببینم، آیا خندیدن کار کار حرامی است یا نه؟

گفت نه، حرام نیست ؛ ولی خب، بهتر است یک مسلمان زبده ی ورزیده نخندد.

گفتم حالا که حرام نیست، من می خندم! برای اینکه فطرت من نمیتواند این تعلیم را فعلا بپذیرد،

و چون تعلیم مربوط به واجب و حرام نیست، باشد تا بعد ببینم چه میشود.


چند سالی گذشت، مطلب از خاطر من رفته بود.


این مساله اولین مطلبی بود که من به صورت مستقل بر اساس کتاب و سنت، تحقیقی را درباره اش شروع کرده بودم...


به مناسبت آن مطلب بنا گذاشتم یکبار قرآن را از اول تا آخر به دقت و به صورت کتابی که میخواهم برای من کتابی علمی باشد، بررسی کنم. تا آن موقع قرآن و نیز این آیه را مکرر خوانده بودم، اما مثل این خواندن های معمولی، بی توجه از آن گذشته بودم.


این بار که بنا داشتم به خاطر بررسی یک مساله اسلامی، قرآن را از اول تا آخر با دقت مطالعه کنم،به این آیه رسیدم،


دیدم عجب! این آیه در قرآن هست، صحیح است، اما مطلب درست در نقطه مقابل آن مطلبی است که شنیده بودم، و شرح آن آیه از این قرار بود ؛


پیغمبر دستور صادر کرده بود که تمام نیروهای قابل برای شرکت در مبارزه علیه کفار و مشرکینی که به سرزمین اسلام هجوم آورده بودند، بسیج شوند. برای یک بسیج عمومی فرمان صادر کرده بودند. عده ای با بهانه های مختلف از شرکت در این لشکرکشی خودداری و از فرمان بسیج خدا و پیغمبر تخلف کرده بودند .

حالا این آیات قرآن میگوید، لعنت خدا باد بر این کسانی که دیدند پیغمبر با انبوه مسلمانان به میدان نبرد میرود، اما بازهم زندگی دوستی، آنها را وادار کرد از فرمان خدا و رسول تخلف کنند و بمانند. لعنت خدا بر آنها باد! محروم باد این گروه از رحمت حق!

به دنبال آن و به عنوان یک نفرین میگوید :

از این پس این گروه نافرمان کم بخندد و زیاد بگرید.

این را به عنوان یک کیفر و نفرین بر این گروه نافرمان می گوید.

به کیفر این تخلف از فرمان خدا و رسول از این پس کم بخندند و زیاد بگریند .

خنده در زندگی آنها کم باد و گریه در زندگی آنها فراوان باد... .

حالا شما از این آیه چه میفهمید ؟ میفهمید که از دید اسلام زندگی با نشاط، نعمت و رحمت خداست. خدا در مقام نفرین یا در مقام نکوهش از این تخلف میگوید: به کیفر این تخلف از این پس از نعمت خنده و نشاط فراوان کم بهره باشید و همواره گریان و مصیبت زده و غم زده زندگی کنید .

این نوع استنباط های نابجا و تلقین آن به مسلمانان، به اضافه عوامل دیگر، سبب شد که

توجه جامعه ی ما به مسئله تفریح کم باشد .

 

قرآن ؛

 

آیه ای  می گوید لا تهنوا ولا تحزنوا یعنی وغمگین وناراحت نشوید .... .

+

چه کسی می‌تواند درباره اسلام بگوید اسلام دین غم و اندوه و گریه و زاری و بی‌نشاطی است در حالی که قرآن با صراحت می‌گوید: «قل من حرّم زینة‌الله التی اخرج لعباده و الطّیبات من الرزق، قل هی للذین آمنو فی الحیاة الدنیا خالصة یوم القیامة»

سوره اعراف – آیه 32

+

قرآن در فراز دیگرى، برخى عوامل شادى و نشاط را مخصوص مؤمنان دانسته است و میفرماید ؛

« قل من حرّم زینة الله التى اخرج لعباده و الطیبات من الرزق قل هى للذین آمنوا فى الحیوة الدنیا خالصة یوم القیامه »


بگو (در برابر کسانى که بسیارى از مواهب زندگى را تحریم مى‏کردند) اى پیغمبر چه کسى حرام کرده است زینت و آرایش و زیبایى‏هایى را که خداوند از درون طبیعت براى بندگانش بیرون کشیده؟

چه کسى حرام کرده است روزى‏هاى پاک و مواهب پاک را؟

بگو این مواهب پاک و این زیبایى‏ها براى مردم با ایمان در همین زندگى دنیا و در زندگانى جاوید آخرت قرار داده شده است.

با این تفاوت که در این دنیا، زیبایى‏ها به زشتى‏ها آمیخته است؛ شادى‏ها به غم آلوده و آمیخته است؛ ولى در دنیاى دیگر و در روز رستاخیز، این زیبایى‏ها و این مواهب پاک، براى مردم با ایمان به صورت خالص وجود دارد»

 

احادیث (حرفهایی که هیچوقت جدی نگرفتیم ) ؛

 

مثلا احادیث امام کاظم (ع) کسی که شنیدیم خشم خود را فرو میخورد ولی باز هم فراموش کردیم !


اصلا رسول خدا فرمودند من برای مکارم الاخلاق ( ترویج خلق نیکو ) مبعوث شدم .

( لولاک لما خلقت الافلاک )

ولی ما بازهم فراموش کردیم...


 رسول اکرم صلى الله علیه و اله: «مؤمن شوخ و شاداب است».16

 حضرت على‏علیه‏السلام: «شادمانى، گشایش خاطر مى‏آورد»؛17

علی (ع) فرمود : «اوقات شادى، غنیمت است»18

 امام صادق - علیه‏السلام:«هیچ مؤمنى نیست که شوخى در طبع او نباشد»20

«شوخ طبعى بخشى از حسن خلق است».21

 

یحیی بن زکریا (ع) اینگونه بود که گریه میکرد و نمیخندید و عیسی بن مریم اینگونه بود که هم میخندید و هم گریه میکرد و آنچه عیسی (ع) میکرد، بهتر بود از آنچه یحیی (ع) میکرد .

اصول کافی – ج8 – ص: 448

 

ای فرزند آدم! اندوه روز نیامده را بر امروزت میفزا زیرا اگر روز نرسیده از عمر تو باشد خدا روزی تو را خواهد رساند .

علی (ع) نهج البلاغه – حدیث 267

 

چشم از سختی خوار و خاشاک فرو بند تا همواره خشنود باشی .

علی-ع نهج البلاغه – حکمت 213

 

تفریح و بازی کنید، زیرا من خوش ندارم در دین شما، سختی و خشونت دیده شود .

پیامبر ص– میزان حدیث 18371

 

هرکس مشکلی از مومنی را برطرف کند و او را خوشحال سازد، خداوند او را در روز قیامت خوشحال و راضی میگرداند.

پیامبر(ص)

 

خوش خلقی گناه را آب میکند چون خورشید که یخ را آب میکند . پیامبر(ص)

 

بی شک ! بنده با اخلاق نیکو به مرتبه روزه دار نماز گزار میرسد . پیامبر(ص)

 

 امام رضا - علیه‏السلام:

«کوشش کنید اوقات شما چهار زمان باشد؛ وقتى براى عبادت و خلوت با خدا، زمانى براى تأمین معاش، ساعتى براى معاشرت با برادران مورد اعتماد و کسانى که شما را به عیب‏هایتان واقف مى‏سازند و در باطن به شما خلوص و صفا دارند و وقتى را هم به تفریحات و لذایذ خود اختصاص دهید و از شادى ساعت‏هاى تفریح، نیروى لازم براى عمل به وظایف وقت‏هاى دیگر را تأمین کنید».


مؤمن ، خنده رو و شوخ است ، و منافق ، عبوس و خشمناک . رسول خدا(ص)


پیامبر(ص) فرمود:

بهشت را خانه ای است به نام خانه ی شادی، کسی در آن داخل نمی شود

مگر این که کودکان را شاد کند.

 

اسلام ما را به شاد بودن ترغیب می کند حضرت علی علیه السلام می فرمایند ؛

الحزن یفنی الجسد : غم و اندوه جسم را نابود می کند .

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم  می فرمایند: غم واندوه، نیمی از پیری است.

 


منابع ؛

1: سوره توبه (9)، آیه 82

16. حرانى، تحف العقول، ص‏49.

 17. آمِدى، غررالحکم، ح‏2023.

 18. همان، ح‏1084.

 19. بحارالانوار، ج‏78، ص‏12.

 20. کلینى، اصول کافى، ج‏2، ص‏663.

 21. همان.


 

پینوشت ؛


 به این نتیجه رسیدم که اسلام به ذات خود ندارد عیبی / هر عیب که هست در مسلمانی ماست...

( + ، + )


خورنده که خیرش برآید زدست   به از صائمُ الدهر ِ دنیاپرست

مسلّم کسی را بود روزه داشت   که درمانده‌ای را دهد نان چاشت

وگرنه چه لازم که سعیی بری   زخود بازگیری و هم خود خوری !

سعدی- کلیات، بوستان، باب دوم ( در احسان )، ص : 274


اعترافات تاجزاده   <<< مطلب قبلی   ::   مطلب بعدی >>>   تبلیغ حجاب(مصر)


© نقل قول و انتشار مطالب « کـافـه » به هر صورت بلامانع است و از آن استقبال میشود | 2011-2010 |